عضويت در سايتبراي عضويت در سايت و دريافت جديدترين مطالب آن اينجا کليک کنيد !

X
تاريخ امروز : پنجشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۳

وب سايت تفريحي سيمافان

گوگل
jQuery Menu by Apycom
پورتال تفریحی سیمافان » عکس و مطالبی درباره جن و جنیان
تبليغات
عضويت در گروه

عضويت در شبکه اجتماعي سيماکلاب

آخرين نظرات ارسالي کاربران :

آخرین ارسالی های تالار گفتمان سیمافان :

عکس و مطالبی درباره جن و جنیان

» کد مطلب : 19075 | » تعداد نظرات : بدون نظر
سیمافان :

تهمت به جن

*گویند(عقبه الازدی)در معالجه جن زده ها و خواندن عزائم شهرت زیادی داشت.دختری را نزدش آواردند که شب عروسی دیوانه شده بود.برای او دعا خواند اما نتیجه نگرفت.لکن به نظرش رسید که از این نظر سالم است.به حاضرین گفت شما بروید من با او خوصوصی صحبت کنم.چون اتاق خلوت شد به دختر گفت:صادقانه ماجرای خود را به من بگو تا نجاتت دهم و کمکت کنم.دختر چون او را منصف دید.نصیحت وی را قبول کرد و گفت:بکارت من قبل از عروسی از دستم رفته و ترس آبرو خود را به دیوانگی زدام. اگر چاره ای بنمایی هرگز فراموش نخواهم کرد.

(عقبه الازدی)به نزد کسان وی رفت و گفت:من کوشش فراوان کردم تا بر من روشن شد که یک جنی وارد بدن وی شده است.پس از کشمکشهایزیاد آن جن راضی شده از بدن این دختر بیرون برود.اما اگر از چشمش بیرون رود کور خواهد شد و اگر از دهان بیرون رود لال میشود و اگر از گوشش خارج شود کر میشود و اگر از فرجش خارج شود بکارتش زایل میشود.به کدام راضی هستید؟

فامیلهای دختر گفتند:از همه بهتر آن است که جن از فرج دختر بیرون آید که عیب دیگر پیدا نکند.عقبه با حیله.دختر را به خانه شوهر فرستاد.

 

 

*قدرت شیطانی

استاد احمد امین نقل میکند:(یکی از بستگان من که در هند تجارت میکرد به یک مرد هندی برمیخورد که کارهای جالبی انجام میذاذ از جمله اینکه میوه یا هر چه میخواست از فضا میگرفت.روزی در قطار از او کرایه خواستند گوفت پول ندارم.او را از قطار پیاده کردن.گفت:من پیاده نمیشوم ولی قطار حرکت نخواهد کرد.همان طوری که گفته بود قطار حرکت نکرد تا وقتی که او سوار شد)

*دخترک ده ساله
ساعت حدود ۹ در یک شب زیبای ماه آوریل بود که من طبق معمول به رختخواب رفتم. آن شب هم مثل تمام شب‌ها در اتاق خودم و در تخت خودم خوابیدم. تا آن زمان اتفاق خاصی برایم نیفتاده بود ولی آن شب چیزی دیدم که هرگز فراموش نخواهم کرد. به محض این‌که چشم‌هایم را بستم لحظه به لحظه بیشتر احساس سرما کردم. چشم‌هایم را باز کردم تا ببینم آیا در یا پنجره باز مانده است ولی همه بسته بودند. به همین خاطر کمی احساس ترس کردم. به پهلو غلتیدم و ناگهان چشمم به دخترکی افتاد که حدود ده سال داشت. ایستاده بود و با لبخند به من نگاه می‌کرد. فکر کردم حتما خواب می‌بینم. چشم‌هایم را محکم بستم و دوباره گشودم. دخترک هنوز آن‌جا بود. پیراهن سپید بسیار زیبایی بر تن داشت و دور یقه‌اش گل‌های بنفش ملایمی دوخته شده بود. حالا دیگر عرق کرده بودم. از دختر پرسیدم تو کی هستی؟ او نزدیک‌تر آمد و گفت من دوستت هستم، یادت می‌آید؟ قبلا با تو زندگی می‌کردم… بعد خندید و جلوی چشمان حیرت‌زده من ناپدید شد. هرگز در طول عمرم اینقدر نترسیده بودم. آیا او را قبلا می‌شناختم؟ به سرعت پیش مادرم رفتم و خودم را در آغوش او انداختم. بعد همه چیز را برایش تعریف کردم. مادرم اخمی کرد و گفت حتما خواب دیده‌ام. ولی من می‌دانم که خواب نبودم. وقتی برگشتم اتاقم هنوز سرد بود.

 

 

*چهره‌ای در پنجره
من «ریا» هستم و اهل هندوستان می‌باشم ولی داستانی که تعریف می‌کنم در آمریکا و در خانه خاله‌ام اتفاق افتاد. خاله‌ام همیشه می‌گفت در خانه ارواح زندگی می‌کند ولی من هیچ‌وقت حرفش را باور نکردم تا این‌که آن اتفاق برایم افتاد. روزی که اولین بار به آن خانه رفتم احساس کردم همه چیز عجیب به نظر می‌رسد. حس می‌کردم یک نفر از پنجره به من نگاه می‌کند. هر بار آهسته به کنار پنجره می‌رفتم آن را می‌گشودم و دختر موطلایی‌ای را می‌دیدم که به سرعت فرار می‌کرد. این اتفاق چندین بار تکرار شد تا این‌که موضوع را به خاله‌ام گفتم. او گفت چهارده سال پیش این خانه متعلق به یک زن و شوهر جوان و دختر پنج ساله‌شان بود. پرسیدم آن دختر، مو طلایی بود؟ خاله مرا به اتاق زیر شیروانی برد و عکسی از آن خانواده را به من نشان داد. بله آن دختر موی طلایی داشت. مطمئن بودم که او همان دخترکی است که پشت پنجره می‌دیدم. شب بعد پنجره اتاقم باز بود. باز هم دختری را دیدم که به من خیره شده است ولی این بار بهتر می‌توانستم او را ببینم. چشمانش سیاه سیاه بود یعنی اصلا سفیدی نداشت. شروع به جیغ کشیدن کردم و به در نگاه کردم وقتی دوباره برگشتم حدود یک سانتی‌متر با صورت دخترک فاصله داشتم. شروع به دویدن کردم و به اتاق خاله‌ام رفتم. ولی وقتی در را باز کردم دیدم خاله‌ام راحت خوابیده است و همان دختر کنارش مثل مرده‌ها افتاده بود. دقیقا یادم هست که ساعت پنج صبح بود. خاله‌ام را تکان دادم و دخترک را به او نشان دادم. دختر در برابر چشمان وحشت‌زده ما بیدار شد و به من نگاه کرد و گفت «تو مرده‌ای!» و به سرعت محو شد. از آن به بعد دیگر او را ندیدم ولی هنوز هم نفهمیدم چرا او به من گفت مرده‌ام.


 

 

جن | سیمافان | جنیان

عکس جن

 

 

این عکس پس از تایید رهبران دینی در کشور امارات در رسانه های مختلف چاپ و منتشر شد. یک جوان عرب در منطقه حلیله امارات با شنیدن صداهای عجیب در یکی از غارهای اطراف این منطقه  دوربین خود را برداشته و به محل می رود و در آنجا موجودی عجیب شبیه جن را مشاهده می کند. فرد عکاس بر اثر سکته قلبی فوت می شود و پلیس با اعلام دوستان او و مراجعه به محل در کنار جسد وی دوربین عکاسی می یابد و با ظهور فیلم داخل دوربین عکس جن را مشاهده می کند. این عکس و خبر در نشریات امارات به چاپ رسیده و از تلویزیون آن کشور نیز پخش شده است.

 

عکس جن | سیمافان

 

 

می گویند صاحب این خانه به علت وجود جن این خانه را ترک کرده است.
به قسمت تاریک دری که در وسط تصویر قرار دارد به مدت ۳۰ثانیه نگاه کنید تا جن را در آن مشاهده کنید

جن واقعی


 

تصاویر یک جن

 

 

باور نکنید!
این عکس ها صرفا برای سرگرمی هستند و جنبه واقعی ندارند.
همان طور که می دانید جن موجودی است که مانند انسان از قوه اختیار برخوردار است و از نظر وجودی در مرتبه پایینتر از فرشتگان قرار دارد.
وجود جن مطلبی اثبات شده است و در قرآن هم سوره ای به نام جن داریم ولی مطالب و داستان های خیالی که از جن بین مردم رواج پیدا کرده است جز خیال پردازی چیز دیگری نیست. جن جسمیت ندارد که بخواهد دیده شود و یا عکس و تصویری از آن ثبت شود!



عضويت در گروه
عضويت در گروه

پست شده توسط :

سیمافان

مهم نیست عاشق چی هستی "مهم" اینه که واقعا عاشقش باشی ...


تاکنون تعداد 3158 پست ارسال کرده است .




افزودن نظر:





پنج × = پنج



[گل] [گریه] [کچل] [چشمک] [هورا] [نیشخند] [نه] [نمیدونم] [ناراحت] [ناخوش] [موزیک] [لبخند] [قلب] [قلب شکسته] [فکر] [عصبانی] [شیطونک] [سکوت] [سوت] [سوال] [زنگ] [زبان] [ریلکس] [ریسه] [دعا] [خنده] [خجالت] [تعجب] [تشویق] [تشویش] [بوسه] [بغل] [بدرود] [ایول] [اوکی]


* براي درست کردن چهرک اينجا کليک کنيد .

* به دليل سخت بودن خواندن فينگليش براي کاربران لطفاً در صورت امکان فارسي تايپ کنيد.

* لطفاً در ابتدای ایمیل خود از WWW استفاده نکنید !

* ايميل شما منتشر نخواهد شد.

* نظرات شما ،پس از تائيد در سايت قرار خواهد گرفت .

* نظراتی که حاوی تبلیغات، توهین و واژه های نامناسب باشند تایید نمی‌شوند.

* پرسش‌های خصوصی خود را از طریق فرم تماس با ما مطرح نمائيد.



مي خواهيد عضو گروه سيما فان باشيد ؟

عضويت در سيمافان

اگر از مطالب سيما فان خوشتان مي آيد مي توانيد با وارد كردن ايميل خود در فرم پايين ، عضو گروه شده و جديد ترين مطالب سايت را در ايميل خود دريافت کنيد .




تازه ترين مطالب سايت